یادداشت مجموعه نشانه ها و اختصارات
پیش گفتار
زندگی و آثار سعدی
شیراز و فارس در روزگار سعدی
دیدگاهها
گزیده قصاید
شکر و سپاس و منت و عزت خدای را
اگر مطالعه خواهد کسی بهشت برین را
علم دولت نوروز به صحرا برخاست
ایهالناس، جهان جای تن آسانی نیست
خوش است عمر دریغا که جاودانی نیست
جهان بر آب نهاده ست و زندگی بر باد
چو مرد رهرو اندر راه حق ثابت قدم گردد
فضل خدای را که می تواند شمار کرد؟
ماه فروماند از جمال محمد
بسا نفس خردمندان که در بند هوا ماند
کدام باغ به دیدار دوستان ماند؟
مطرب مجلس، بساز زمزمه عود
به هیچ یارمده خاطر و به هیچ دیار
کجا همی رود این شاهد شکر گفتار
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار
بس بگردید و بگردد روزگار
خوشا سپیده دمی باشد آنکه ببینم باز
توانگری نه به مال است پیش اهل کمال
هر آدمی که نظر با یکی ندارد و ،دل
بسی صورت بگردیده ست عالم
امنه الله که نمردیم و بدیدیم
شکر به شکر نهم در دهان مژده دهان
تورا که گفت که برقع بر افکن ، ای فتان؟
تبارک الله از آن نقشبند ماء معین
به نوبت اند ملوک اندرین سپنج سرای
ای که پنجاه رفت و در خوابی
ای نفس، اگر به دیده تحقیق بنگری
وجودم به تنگ آمد از جورتنگی
دنیا نیر زد آنکه پریشان کنی دلی
شبی و شمعی و گوینده ای و زیبایی
دریغ روز جوانی و عهد برنایی
وجود عاریتی دل درونشاید بست
دردی به دل رسید که آرام جان رفت
به اتفاق دگر دل به کس نباید داد
دل شکسته که مرهم نهدد گر بارش
آسمان را حق بود گر خون بگرید بر زمین
غریبان را دل از بهر تو خون بگرید بر زمین
غریبان را دل به کس نباید داد
ای که انکارکنی عالم درویشان را
به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست
آن را که جای نیست همه شهر جای اوست
چون عیش گدایان به جهان سلطنتی نیست
تن آدمی شریف است به جان آدمیت
دنبی آن قدر ندارد که بدو رشک برند
شرف نفس به وجود است و کرامت به سجود
بسیار سالها به سر خاک ما رود
اگر خدای نباشد زینده ای خشنود
گناه کردن پنهان به از عبادت فاش
گر مرا دنیا نباشد خاکدانی گومباش
صحبا عمر عزیز است غنیمت دانش
ای روبهک چرا ننشینی به جای خویش
دوش در صحرای خلوت گوی تنهایی زدم
خرما نتوان خورد از ین خار که کشتم
تو پس پرده و ما خون جگر می ریزیم
خلاف راستی باشد خلاف رای درویشان
شبی در خرفه رند آسا گذر کردم به میخانه
چو کسی در آمد از پای و ، تو دستگاه داری
اگر لذت ترک لذت بدانی
پاکیزه روی را که بود پاکدامنی
گویند: سعدیا، به چه بطال مانده ای
سگی شکایت ایام با کسی می کرد
شنیده ام که فقیهی به دشتبانی گفت
طبیبی را حکایت کرد پیری
فهرست راهنما
کتابنامه